پایشگر-بيش فعالي رايجترين علت ارجاع کودکان به مراکز خدمات بهداشت و روان است.
آيا آدم هايي را ميشناسيد که از اين فعاليت به آن فعاليت ميپردازند؟ چند کار را شروع ميکنند ولي به ندرت حتي يکي از آنها را تمام ميکنند،مشکل تمرکز حواس دارند و به نظر ميرسد به حرف ديگران زياد توجه نميکنند؟ اين افراد ممکن است دچار کمي توجه بيش فعالي باشند که رايجترين علت ارجاع کودکان به مراکز خدمات بهداشت و روان است. يكي از خصوصيات اوليه اين افراد، توجه نداشتن است. براي مثال، بينظمي و فراموشکاري در مورد تکاليف درسي يا کاري و بيش فعالي و تکانشگري.
اين کاستيها ميتوانند در تحصيل و همچنين در روابط اجتماعي،اخلال معنا داري ايجاد کنند.در نتيجه اغلب تکاليف را ناتمام ميگذارند و وقتي ديگري در حال حرف زدن است نميتوانند به حرفش گوش دهند.کودکان مبتلا اغلب در مدرسه به عنوان يک بچه بي قرار و ناآرام شناخته ميشوند و بيشتر از چند دقيقه نميتوانند يکجا بنشينند و آرام بگيرند.اين افراد گاهي اوقات به حرف ديگري گوش نميدهند. تکاليف درسي، کتابها يا وسايلشان را فراموش ميکنند و به قدر کافي به جزييات توجه نميکنند.بيشفعالي شامل بيقراري،يکجا ننشستن براي مدتي طولاني و هميشه در حال تحرک بودن است.تکانشگري هم جواب دادن به سوال قبل از تمام شدن سوال و رعايت نکردن نوبت است.هر دو گروه از نشانهها يعني توجه نداشتن و بيش فعالي و تکانشگري بايد در فرد وجود داشته باشد تا تشخيص اختلال کمي توجه بيش فعالي بگيرد. در اينجا نگاهي داريم به علايم بيش فعالي كه عبارت است از:
توجه نداشتن:
توجه نکردن به جزييات يا اشتباههاي سهوي در تکاليف درسي.مثلا جا انداختن سرکش گ يا دندانه حروفي مثل س در ديکته. مشکل داشتن در تداوم توجه(تمرکز نداشتن در جريان يک سخنراني طولاني). گوش نکردن به حرفهاي کسي که به طور مستقيم با شخص در حال حرف زدن است. گم کردن وسايل شخصي يا لوازم التحرير در مدرسه و خانهيا فراموش کردن تکاليف درسي و وظايف روزانه كه عمدتا اين افراد در مديريت برنامه دچار مشکلاتي ميشوند. دومين نشانه اين افراد «بيش فعالي و تکانشگري» است. بي قراري.
وول خوردن در صندلي در اغلب موارد، برخاستن مداوم از روي صندلي و حرکت کردن به صورتي که موجب ناراحتي ديگران مي شوند، از در و ديوار بالا رفتن و دويدن پي در پي.پر سروصدا هستند و گويي يک موتور در درون فرد روشن است يا قادر به سکوت و نشستن طولاني در يک مکان نداشتن از ديگر نشانههاي اين افراد است.زياد حرف زدن و وسط حرف ديگران پريدن نيز از ديگر نشانههاي اين اختلال است كه در خانوادههايي که يک نفر آنها چنين اختلالي دارد، رايجتر است.کودکان مبتلا از طرف همسالان طرد ميشوند.اين ميتواند نتيجه عوامل ژنتيکي و عوامل محيطي از قبيل محيط خصمانه خانهو تعامل ژن محيط باشد.عوامل محيطي نقش نسبتا کوچکي در ايجاد اين اختلال دارند.بايد توجه داشت كه احتمال تشخيص اين اختلال در مورد پسرها سه برابر دخترهاست. در اين جا بايد به شيوه برخورد با کودکان کم توجه و بيش فعال هم توجه كرد كه به برخي ازآن ها اشاره ميكنيم:
اجازه دهيد بارها جايش را عوض کند.
کارهايي که لازمه حرکت و فعاليت هست را به وي بسپاريد.
لحن صداي خود را در برخورد با آنها تغيير دهيد.گاهي بلند،گاهي آرام و گاهي معمولي.
اجازه دهيد اين کودکان هنگام صحبت کردن کارهايي را با دستشان انجام دهند و مانع نشويد.مانند تا کردن کاغذ،بازي با خاک يا توپ.
به کودک مسئوليت بدهيد و در کار گروهي شرکت دهيد.
اعتماد بهنفس وي را با تشويق کردن و جايزه دادن تقويت کنيد.
براي افزايش توجه و تمرکز، تمرينهايي نظير اينکه تفاوتهاي بين دو شکل را پيدا کنيد به او بدهيد.
براي کودک داستاني تعريف کنيد و بگوييد مثلا کلمه مادر چندبار تکرار شده.
يک متن بنويسيد و به کودک بگوييد کلمات نادرست را اصلاح کند.
به داستان ضبط شده گوش کند و بهاو بگوييد که داستان را براي شما تعريف کند.
از کودک بخواهيد يک نقاشي بکشد يا از روي يک نقاشي الگوبرداري کند.
اشيا را به کودک نشان دهيد،سپس از اوبخواهيد با چشمان بسته آنهارا لمس کند و نام آن را بگويد.
متني را بدون نقطه تهيه کنيد و از کودک بخواهيد نقطه گذاري کند.
از کودک بخواهيد تصاوير ناقص را کامل کند.
تکرار کلمات و اعداد به ترتيبي که خوانده شده است.