ایران در آستانه یک بزنگاه ژئوپلیتیک؛ تنشها، محاسبات قدرت و چشمانداز آینده
اخبار سیاسی پایشگر– در حالیکه گزارشهای بینالمللی از تشدید تحرکات نظامی آمریکا و تغییر لحن عربستان سعودی حکایت دارد، منطقه خلیج فارس بار دیگر در معرض یکی از حساسترین لحظات تاریخ معاصر خود قرار گرفته است.
این لحظه میتواند مسیر امنیتی و سیاسی منطقه خاورمیانه را در ماهها و سالهای آینده دگرگون کند.
تغییر آرایش قدرت و پیام سیاسی آن
به گزارش پایگاه خبری پایشگر، انتشار گزارشهایی مبنی بر احتمال اعلام موافقت عربستان سعودی با اقدام نظامی احتمالی آمریکا علیه ایران، نشاندهنده تغییری مهم در محاسبات ریاض است.
این تغییر از نگاه تحلیلگران، بیش از آنکه نشانه تمایل واقعی عربستان به جنگ باشد، بیانگر تلاش این کشور برای بازتعریف نقش خود در معادلات امنیتی منطقه است.
این چرخش لحن، در کنار افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس، پیام روشنی مخابره میکند: فضای بازدارندگی سنتی در حال تغییر است و بازیگران منطقهای میکوشند خود را با شرایط جدید هماهنگ کنند.!
محاسبات آمریکا و سناریوی حمله محدود
تحرکات اخیر واشنگتن، از اعزام ناوهای هواپیمابر تا افزایش پروازهای شناسایی، نشان میدهد که آمریکا در حال بررسی سناریوهای عملیاتی فراتر از نمایش قدرت است.
با این حال، تجربههای گذشته نشان داده که تصمیمگیری برای حمله به ایران، حتی در سطح محدود، با پیچیدگیهای جدی همراه است؛ از واکنشهای غیرقابل پیشبینی تهران گرفته تا پیامدهای منطقهای که میتواند دامنه درگیری را از خلیج فارس تا مدیترانه گسترش دهد.
در چنین شرایطی، هرگونه اقدام نظامی آمریکا بیش از آنکه یک عملیات تاکتیکی باشد، یک تصمیم راهبردی با پیامدهای بلندمدت تلقی میشود.
واکنش ایران و مفهوم بازدارندگی فعال
ایران با اعلام آمادهباش کامل نیروهای مسلح و تأکید بر پاسخ «فراتر از انتظار»، تلاش دارد معادله بازدارندگی را حفظ کند و هزینه هرگونه اقدام نظامی را برای طرف مقابل افزایش دهد.
این رویکرد، که در سالهای اخیر بهعنوان «بازدارندگی فعال» شناخته میشود، بر این فرض استوار است که تهران باید نشان دهد هر حملهای، حتی محدود، میتواند به یک درگیری گسترده تبدیل شود.
چنین پیامی، علاوه بر جنبه نظامی، کارکرد سیاسی مهمی نیز دارد: جلوگیری از شکلگیری اجماع بینالمللی علیه ایران و حفظ جایگاه کشور در معادلات منطقهای.
نقش بازیگران ثالث و شکنندگی دیپلماسی
در حالیکه کشورهای اروپایی و برخی دولتهای منطقه تلاش دارند از وقوع جنگ جلوگیری کنند، واقعیت این است که دیپلماسی در این مقطع با محدودیتهای جدی مواجه است.
اختلافات داخلی در آمریکا، رقابتهای منطقهای، و بیاعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن، همگی مانع از شکلگیری یک مسیر پایدار برای کاهش تنش شدهاند.
با این حال، تجربه نشان داده که حتی در بحرانیترین لحظات، کانالهای غیررسمی و میانجیگریهای چندلایه میتوانند از وقوع درگیری جلوگیری کنند؛ هرچند این مسیر شکننده و پرهزینه است.
چشمانداز تداوم تهدیدات
اگر روند کنونی ادامه یابد، ایران با دو چالش احتمالی همزمان روبهرو خواهد شد:
نخست، مدیریت فشارهای امنیتی و نظامی در محیطی که روزبهروز پیچیدهتر میشود.
دوم، حفظ ثبات داخلی و اقتصادی در برابر پیامدهای روانی و عملیاتی تهدیدات خارجی.
در چنین شرایطی، تقویت دیپلماسی منطقهای، افزایش هماهنگی با قدرتهای آسیایی، و حفظ انسجام داخلی میتواند نقش تعیینکنندهای در عبور از این مقطع حساس داشته باشد.
ایران در گذشته نیز نشان داده که توانایی مدیریت بحرانهای بزرگ را دارد، اما این بار، سرعت تحولات و تعدد بازیگران، نیازمند دقت، خویشتنداری و محاسبهگری بیشتری است.



