یکسانسازی نرخ ارز فقط یک تصمیم پولی نیست، این سیاست، نظم جدیدی بر شریانهای مالی کشور تحمیل میکند.
تکنرخی شدن ارز؛ زلزله پنهان در ساختار اقتصاد و صنعت بیمه ایران
اخبار بانک و بیمه پایشگر– یکسانسازی نرخ ارز فقط یک تصمیم پولی نیست، این سیاست، نظم جدیدی بر شریانهای مالی کشور تحمیل میکند.
بازارها وارد فاز شفافیت اجباری شدهاند و بازیگران اقتصادی ناچار به تغییر قواعد بازیاند. صنعت بیمه، بیش از همیشه، در آستانه یک پوستاندازی تاریخی قرار دارد.
به گزارش خبرنگار پایشگر، با اعلام رسمی بانک مرکزی مبنی بر همگرایی نرخ ارز در تالار اول و دوم و حذف شکاف عملیاتی میان نرخهای معاملاتی، میتوان گفت سیاست «تکنرخی شدن ارز» وارد فاز اجرایی شده است.
فازی که از منظر اقتصاد کلان، بیش از آنکه صرفاً یک تصمیم قیمتی باشد، نشانهای از تغییر رویکرد حکمرانی ارزی است.
تکنرخی شدن ارز عملاً به معنای کاهش رانتهای اطلاعاتی، حذف آربیتراژهای مخرب و افزایش شفافیت در تخصیص منابع ارزی است.
این سیاست اگر با انضباط پولی و مالی همراه شود، میتواند انتظارات تورمی را تعدیل کرده و رفتارهای سفتهبازانه را از بازار ارز به سمت فعالیتهای مولد سوق دهد.
با این حال، پایداری این سیاست به توان بانک مرکزی در مدیریت ذخایر ارزی، کنترل نقدینگی و هماهنگی با سیاست بودجهای دولت وابسته است؛ در غیر این صورت، تکنرخی شدن میتواند موقتی و شکننده باشد.
از منظر ساختار اقتصادی، یکسانسازی نرخ ارز پیامدهای عمیقی بر نظام قیمتگذاری، حسابداری بنگاهها و شفافیت صورتهای مالی دارد.
باز تعریف مدلهای سودآوری
بسیاری از شرکتها که پیشتر از تفاوت نرخهای رسمی و نیمایی منتفع میشدند، اکنون ناچار به بازتعریف مدلهای سودآوری خود هستند.
در مقابل، بنگاههایی که به دلیل عدم دسترسی به ارز ارزانتر متضرر میشدند، در فضای جدید امکان رقابت عادلانهتری خواهند داشت.
این تغییر، بهویژه در اقتصاد ایران که نرخ ارز بهطور مستقیم بر هزینه سرمایه، واردات مواد اولیه و ارزش داراییها اثر میگذارد، میتواند به بازآرایی ترازنامهها و اصلاح رفتارهای مالی منجر شود و در میانمدت، کارایی اقتصادی را افزایش دهد.
نقش تک نرخی شدن ارز بر صنعت بیمه
صنعت بیمه ایران از جمله بخشهایی است که بهصورت غیرمستقیم اما عمیق از تکنرخی شدن ارز تأثیر میپذیرد.
در سالهای گذشته، نوسانات و چندنرخی بودن ارز باعث افزایش عدمقطعیت در محاسبه خسارتها، بهویژه در رشتههایی مانند بیمههای مهندسی، انرژی، هواپیما و درمانهای ارزی شده بود.
تکنرخی شدن ارز میتواند به استانداردسازی محاسبات اکچوئری، کاهش اختلافات در ارزیابی خسارت و شفافتر شدن قراردادهای اتکایی کمک کند.
از سوی دیگر، با کاهش شوکهای ارزی، بیمهگران قادر خواهند بود نرخگذاری فنیتری انجام دهند و نسبت خسارت را بهتر مدیریت کنند؛ امری که در نهایت به بهبود توانگری مالی شرکتهای بیمه منجر خواهد شد.
در افق پیشرو، اگر سیاست تکنرخی شدن ارز تثبیت شود، آینده صنعت بیمه ایران به سمت حرفهایتر شدن، بینالمللیتر شدن و افزایش عمق بازار حرکت خواهد کرد.
ثبات نسبی ارز
ثبات نسبی ارزی میتواند زمینه بازگشت تدریجی بیمهگران اتکایی خارجی، توسعه محصولات جدید ارزی و افزایش ضریب نفوذ بیمه در پروژههای بزرگ زیرساختی را فراهم کند.
همچنین شرکتهای بیمه ناگزیر خواهند بود از رویکردهای سنتی فاصله گرفته و به سمت مدیریت ریسک، نوآوری در محصولات و استفاده از ابزارهای مالی پیشرفته حرکت کنند.
در این سناریو، بیمه از یک صنعت واکنشی به یک بازیگر فعال در ثباتبخشی به اقتصاد کلان تبدیل میشود؛ نقشی که تحقق آن وابسته به تداوم عقلانیت در سیاست ارزی و اصلاحات نهادی مکمل خواهد بود.




