×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
false
true
ابوالفتح: تهدید نظامی آمریکا برای توافق «قوی‌تر» است

ابوالفتح: تهدید نظامی آمریکا برای توافق «قوی‌تر» است

اخبار بین الملل پایشگر،کارشناس مسائل آمریکا، با اشاره به رویکرد دونالد ترامپ در قبال ایران تاکید کرد: رئیس‌جمهور آمریکا اهداف خود در قبال تهران را در پوشش «کمک به مردم ایران» و «برقراری صلح» دنبال می‌کند، در حالی که این ادبیات در عمل می‌تواند بستری برای توجیه فشارها و حتی اقدامات سخت‌ و نظامی علیه ایران باشد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی پایشگر، امیرعلی ابوالفتح با اشاره به تهدیدات نظامی ترامپ علیه ایران همزمان با انجام مذاکرات غیر مستقیم هسته ای بین تهران ـ واشنگتن، اظهار کرد: آنچه امروز از سوی ترامپ مشاهده می‌شود، اجرای راهبردی است که می‌توان آن را «تحقق صلح از مسیر قدرت» نامید. او از یک‌ سو تهدید به حمله نظامی می‌کند و از سوی دیگر بر آمادگی برای توافق تاکید دارد. این دوگانه در ظاهر متناقض به نظر می‌رسد، اما در چارچوب تفکر ترامپ کاملاً منسجم است؛ زیرا او معتقد است تنها از طریق اعمال فشار حداکثری می‌توان طرف مقابل را وادار به پذیرش شروط مورد نظر آمریکا کرد.

وی ادامه داد: ترامپ تلاش می‌کند خود را در افکار عمومی داخلی و بین‌المللی به عنوان «مرد صلح» معرفی کند؛ فردی که خواهان جنگ نیست اما برای جلوگیری از تهدیدات احتمالی، آماده استفاده از قدرت است. در همین چارچوب، او مدعی می‌شود اگر تهدیدات موشکی و هسته‌ای ایران رفع شود، صلح و ثبات در منطقه برقرار خواهد شد. این ادبیات در واقع تلاشی برای مشروعیت‌بخشی به فشارهای سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی علیه ایران است.

این کارشناس مسائل آمریکا افزود: اعزام تجهیزات گسترده و بعضاً بی‌سابقه نظامی به منطقه، تشدید تحریم‌ها و افزایش لحن تهدیدآمیز، همگی اجزای یک پازل هستند؛ پازلی که هدف نهایی آن دستیابی به توافقی است که از نگاه ترامپ «بهتر» و «قوی‌تر» از توافق‌های پیشین باشد. به بیان دیگر، تهدید نظامی در این چارچوب نه الزاماً مقدمه جنگ، بلکه ابزاری برای تقویت موقعیت چانه‌زنی در میز مذاکره است.

ابوالفتح در بخش دیگری از این گفت‌وگو، درباره مخالفت برخی نمایندگان دموکرات و جمهوری‌خواه کنگره آمریکا با تهدیدات نظامی ترامپ علیه ایران و میزان تاثیرگذاری این مخالفت‌ها گفت: مطابق قانون اساسی آمریکا، اعلام رسمی جنگ در اختیار کنگره است، اما تجربه تاریخی نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد، روسای جمهور آمریکا بدون اعلام رسمی برای آغاز یک جنگ از سوی کنگره، وارد درگیری‌های نظامی شده‌اند. در واقع تنها در موارد محدودی اعلام جنگ به‌صورت رسمی از سوی کنگره انجام شده است.

وی با اشاره به «قانون اختیارات جنگ» مصوب سال ۱۹۷۳ آمریکا (War Powers Resolution) تصریح کرد: این مصوبه اگرچه در ظاهر برای محدود کردن اختیارات رئیس‌جمهور تدوین شد، اما در عمل چارچوبی ایجاد کرد که به رئیس‌جمهور امکان می‌دهد در شرایطی خاص و برای مدت زمان مشخص، بدون مجوز قبلی کنگره دست به اقدام نظامی بزند و سپس گزارش آن را ارائه دهد. بنابراین سازوکارهای قانونی موجود، عملاً دست رئیس‌جمهوری آمریکا را برای اقدامات محدود نظامی باز گذاشته است.

این تحلیل‌گر مسائل آمریکا تاکید کرد: با توجه به سوابق گذشته، بعید به نظر می‌رسد مخالفت‌های بخشی از اعضای کنگره بتواند مانع جدی برای تصمیم احتمالی ترامپ در زمینه اقدام نظامی علیه ایران ایجاد کند. در موضوعاتی مانند جنگ عراق یا حتی پرونده ونزوئلا نیز شاهد بودیم که اختلاف‌نظرهای داخلی در کنگره لزوماً به تغییر تصمیمات کاخ سفید منجر نشد؛ رئیس‌جمهور آمریکا در حوزه سیاست خارجی و امنیت ملی از اختیارات گسترده‌ای برخوردار است.

ابوالفتح همچنین درباره نقش افکار عمومی و رسانه‌ها در مهار یا جهت‌دهی به تصمیمات ترامپ گفت: ترامپ اساساً نگاه انتقادی به رسانه‌های جریان اصلی دارد و بارها آن‌ها را «فیک‌نیوز» خوانده است. او نشان داده که تصمیمات کلان خود را لزوماً بر اساس فشار رسانه‌ای تنظیم نمی‌کند. از سوی دیگر، تصویر ایران در بخشی از افکار عمومی آمریکا طی سال‌های گذشته دچار خدشه شده و برخی تحولات اخیر نیز این فضا را تشدید کرده است؛ موضوعی که می‌تواند هزینه سیاسی اقدامات سخت‌گیرانه علیه ایران را برای دولت آمریکا کاهش دهد.

وی افزود: ترامپ تلاش می‌کند تهدیدات خود را در قالب ادعای حمایت از مردم ایران مطرح کند؛ به این معنا که اعمال فشار خود را نه علیه مردم، بلکه علیه حاکمیت ایران معرفی می‌کند. اما در واقعیت، هدف اصلی او پیش‌برد منافع راهبردی آمریکا و تحمیل شرایط مطلوب خود در هرگونه توافق احتمالی است.

این کارشناس مسائل آمریکا در پاسخ به این‌که برخی بر این‌ نظرند سیاست‌های ترامپ در قبال ایران فاقد انسجام و منطق است، گفت: بر خلاف این برداشت، سیاست ترامپ در قبال ایران از منطق مشخصی تبعیت می‌کند. او معتقد است باید با نمایش قدرت و ایجاد فشار حداکثری، طرف مقابل را به پذیرش شروط خود وادار کرد. از نگاه او، صلح زمانی محقق می‌شود که تهدیدات ادعایی علیه آمریکا و متحدانش برطرف شود و این هدف باید حتی با تهدید نظامی دنبال شود. بنابراین هدف اصلی از طرح مکرر تهدیدات نظامی و گسیل تجهیزات گسترده به منطقه، افزایش اهرم فشار در مذاکرات است. ترامپ می‌کوشد این پیام را منتقل کند که در صورت عدم توافق، گزینه نظامی روی میز است؛ اما در عین حال ترجیح می‌دهد از همین تهدید به‌عنوان ابزار چانه‌زنی برای دستیابی به توافقی استفاده کند که آن را پیروزی سیاسی خود تلقی می‌کند.

false
true
false
false

true