مجموعه توصیههای امام خامنهای به مداحان
اخبار سیاسی پایشگر– در حالی که آتشبس شصت روزه میان تهران و واشنگتن به عنوان گامی به سوی تنشزدایی تلقی شد، اما شکاف عمیق میان بیانیههای رسمی و ادعاهای میدانی، این توافق را در معرض یک جنگ سرد روایتها قرار داده است که میتواند زیربنای صلح احتمالی را متزلزل کند.
به گزارش پایگاه خبری پایشگر، گام نخست در تحلیل وضعیت فعلی، بررسی تضاد میان وعده شفافیت و واقعیت اجرایی است.
در حالی که پیش از امضای توافق، وعده انتشار مفصل مفاد توافق داده شده بود، اما بیانیه نهایی تنها در قالب چهارده بند کلی منتشر شد.
این فضای مبهم، فرصت را برای رویاپردازیهای متناقض در هر دو طرف فراهم کرده است، به گونهای که هر یک از طرفین سعی دارد بر اساس منافع داخلی خود، قرائتی متفاوت از توافق ارائه دهد و این وضعیت دقیقاً مشابه خطای استراتژیکی است که پیشتر در تجربه برجام منجر به شکست شد.
در لایه عملیاتی، تناقضهای شدید در موضوعات کلیدی نظیر تنگه هرمز و پرونده هسته ای به چشم میخورد.
از یک سو، مواضع داخلی بر مدیریت کامل تنگه و عدم واگذاری تاکید دارد، اما در سوی دیگر، روایتهای بینالمللی از عمان و آمریکا، هرگونه دریافت عوارض یا مدیریت یکجانبه را رد میکنند.
همین تضاد در موضوع بازرسیهای هستهای نیز دیده میشود، جایی که اصرار طرف آمریکایی بر حضور بازرسانش، با تکذیب صریح مقامات داخلی مواجه شده است و نشان میدهد که یا توافقی در پشت پرده صورت گرفته که افشای آن هزینهبر است، یا اینکه هر دو طرف در حال مدیریت انتظارات داخلی خود هستند.
بحث آزادسازی داراییها نیز یکی از نقاط بحرانی این جنگ روایتها است.
ادعای دونالد ترامپ مبنی بر نظارت آمریکا بر هزینههای پولهای آزاد شده یا خرید کالا از کشاورزان آمریکایی، در تضاد کامل با مواضع مقامات جمهوری اسلامی است.
این سطح از تناقض در تاییدها و تکذیبها نشان میدهد که هر دو طرف سعی دارند خود را به عنوان پیروز میدان معرفی کنند، در حالی که واقعیتهای موجود در متن چهارده مادهای، پاسخگوی این ادعاهای متضاد نیست و ابهامات را بیش از پیش افزایش میدهد.
در مورد آینده این تفاهمنامه، باید گفت که ایران با یک صلح شکننده روبروست.
اگر این توافق صرفاً بر پایه رویاپردازیهای سیاسی و بدون شفافیت کامل باشد، احتمال فروپاشی آن در اثر اولین فشارهای داخلی یا خارجی بسیار زیاد است.
چشمانداز پیش رو نشان میدهد که تا زمانی که مفاد دقیق توافق جایگزین روایتهای متغیر نشود، هرگونه ثباتی در روابط دوجانبه موقت خواهد بود.
در واقع، تکرار الگوی ابهام در توافق و تفسیر در روایت میتواند منجر به بازگشت دوباره تنشها شود.
تنها راه نجات این وضعیت و تضمین مصالح ملی، گذار از توجیهات مصرفی به شفافیت استراتژیک است.
برای اینکه این توافق از یک فرصت موقت به یک ثبات پایدار تبدیل شود، تیم مذاکرهکننده باید با تکیه بر مستندات واقعی، ابهامات را برطرف کند، زیرا در دنیای سیاست، جنگ روایتها اگرچه در کوتاهمدت میتواند واقعیتها را بپوشاند، اما در بلندمدت قادر نیست جایگزین یک توافق شفاف، مکتوب و متقابل شود.
دیدگاه ها بسته هستند.