بازخوانی یک هشدار راهبردی برای آغاز جنگ

سنگین ترین صورت حساب جنگ، در جیب خانوار ایرانی
1642
در فضایی که نشانه های تصمیم گیری برای رویارویی تازه با ایران در واشنگتن و تل آویو پررنگ شده است، پرسش اصلی این است که هزینه این تنش برای معیشت مردم چه خواهد بود و دیپلماسی چه جایگاهی در این معادله دارد.

سنگین ترین صورت حساب جنگ، در جیب خانوار ایرانی

اخبار سیاسی پایشگر– در فضایی که نشانه های تصمیم گیری برای رویارویی تازه با ایران در واشنگتن و تل آویو پررنگ شده است، پرسش اصلی این است که هزینه این تنش برای معیشت مردم چه خواهد بود و دیپلماسی چه جایگاهی در این معادله دارد.

تحلیل تحولات یک هفته گذشته نشان می دهد که نشانه های آماده سازی برای یک رویارویی تازه در واشنگتن و تل آویو جدی تر از گذشته به نظر می رسد.
به گزارش پایگاه خبری پایشگر، اظهارات مقام های ارشد آمریکایی در این بازه زمانی، از یک نکته پرده برمی دارد و آن اینکه اختلاف اصلی، نه با یک دولت یا جریان سیاسی مشخص، بلکه با اصل توانمندی و جایگاه منطقه ای ایران تعریف شده است.
بر همین اساس، تصور اینکه عقب نشینی تاکتیکی یا ارائه امتیاز محدود بتواند مسیر تنش را تغییر دهد، با واقعیت های میدانی همخوانی ندارد.
این خوانش، برخلاف تصور رایج، نه یک موضع احساسی بلکه محصول جمع بندی سرد از رفتار طرف مقابل است.

در سوی دیگر معادله اما، واقعیت های اقتصادی کشور قرار دارد که کمتر اجازه ماجراجویی می دهد.
سال ها فشار تحریم، فرسایش ذخایر ارزی، جهش نرخ تورم و کاهش قدرت خرید خانوار، ظرفیت تحمل شوک های تازه را به حداقل رسانده است.
در چنین شرایطی هر رویارویی گسترده، اول از همه بر قیمت ارز، هزینه انرژی، اشتغال و امنیت غذایی مردم اثر می گذارد؛ مردمی که سال هاست هزینه تصمیم های بزرگ را با کاهش کیفیت زندگی خود پرداخت کرده اند.
بنابراین ارزیابی سرد این است که جنگ برای هیچ یک از طرفین ارزان نیست، اما سنگین ترین صورت حساب آن، در جیب خانوار ایرانی نوشته می شود.

این واقعیت، جایگاه مذاکره را از یک انتخاب تاکتیکی به یک ضرورت راهبردی ارتقا می دهد.
استفاده همزمان از ابزار دیپلماسی و توان بازدارندگی، نه نشانه ضعف است و نه نفی مقاومت؛ بلکه هوشمندانه ترین راه حفظ منافع ملی در شرایطی است که هر دو طرف می دانند هزینه شکست گفت وگو بسیار سنگین تر از هزینه ادامه آن است.
تجربه سال های گذشته نشان داده که تکیه صرف بر یک ابزار، چه مذاکره خالی از پشتوانه و چه میدان بدون پشتوانه سیاسی، نتوانسته مسئله را به نفع ملت حل کند.

در نهایت باید پذیرفت که چانه زنی بر سر مسائل کلان هسته ای و منطقه ای، هرگز به تنهایی تضمین کننده رفاه نیست.
تصویر کامل زمانی معنا پیدا می کند که این گفت وگوها با اصلاح ساختارهای معیوب داخلی، شفافیت در سیاست گذاری و اولویت دادن به معیشت مردم همراه شود؛ آنجا که هر تصمیم در حوزه سیاست خارجی، با معیار روشن بدتر یا بهتر شدن زندگی مردم سنجیده شود.
اگر این پیوند برقرار نشود، حتی موفق ترین توافق نیز تنها یک آرامش موقت و شکننده خواهد بود و ریشه نارضایتی را از بین نخواهد برد.


دیدگاه ها بسته هستند.