واقعیت صنعت بیمه ایران در مقایسه با بازارهای جهانی

صنعت بیمه ایران در نیمه اول سال؛ رونق در ترازنامه، عقب ماندگی در نقشه جهان
2189
حق بیمه تولیدی صنعت بیمه ایران در شش ماه نخست سال جاری به حدود ۷۱۰ هزار میلیارد تومان رسید، رقمی که در ترازوی بازار جهانی، کمتر از نیم درصد کل حق بیمه دنیا را تشکیل می دهد و همین شکاف ساختاری، پرسش اصلی این مقایسه است.

صنعت بیمه ایران در نیمه اول سال؛ رونق در ترازنامه، عقب ماندگی در نقشه جهان

اخبار بانک و بیمه پایشگر– حق بیمه تولیدی صنعت بیمه ایران در شش ماه نخست سال جاری به حدود ۷۱۰ هزار میلیارد تومان رسید، رقمی که در ترازوی بازار جهانی، کمتر از نیم درصد کل حق بیمه دنیا را تشکیل می دهد و همین شکاف ساختاری، پرسش اصلی این مقایسه است.

به گزارش پایگاه خبری پایشگر، گزارش عملکردی که بیمه مرکزی برای شش ماه نخست سال جاری منتشر کرد، در نگاه اول معنادار است:
حدود ۷۱۰ هزار میلیارد تومان حق بیمه تولیدی، رشدی ۱۱۳ درصدی و پرداخت خسارتی نزدیک به ۳۹۳ هزار میلیارد تومان، همراه با نسبت خسارت ۵۵ درصدی و سبدی که بیش از ۸۰ درصد آن در سه رشته درمان و زندگی و شخص ثالث متمرکز شده است.
این ارقام در سطح ملی نشانه یک بازار بزرگ با گردش مالی قابل توجه است، اما هر مقایسه‌ای پیش از هر چیز نیازمند یک مخرج مشترک است و مخرج مشترک، ارز است.
با نرخ‌های متعارف بازار در نیمه نخست سال، ارزش این حجم حق بیمه در حدود هفت تا هشت میلیارد دلار برآورد می شود؛ عددی که در ترازوی بازار بیمه جهان، وزن آن به کمتر از نیم درصد کل حق بیمه دنیا می رسد.

برای درک مقیاس طرف مقابل، کافی است به ارقام سالانه بازار جهانی نگاه کنیم.
کل حق بیمه جهان در سال‌های اخیر در محدوده هشت تا نه هزار میلیارد دلار قرار داشته و گزارش‌های معتبر بین‌المللی، بازار جهانی را برای سال جاری با رشد حقیقی حدود دو درصد و برای سال آینده با رشدی مشابه پیش بینی کرده‌اند.
به بیان دیگر، کل صنعت بیمه ایران در یک نیم سال، چیزی نزدیک به یک دویستم از بازار جهان را تشکیل می دهد.
نسبت مشابه سهم یک کشور متوسط اروپایی یا یکی از ایالت های بزرگ آمریکا در بازار بیمه. تقریب شصت و یک درصد از حق بیمه جهان همچنان در قاره آمریکای شمالی و اروپا تولید می شود و آسیا با همه رشد سال های اخیر، جایگاه دوم را در اختیار دارد.
این فاصله را نه یک تصمیم مدیریتی در یک شرکت بیمه پر می کند و نه یک دوره رونق کوتاه، فاصله، ساختاری است و از تفاوت در سطح توسعه اقتصادی و عمق نهادهای مالی سرچشمه می گیرد.
مقایسه عمیق تر را باید در شاخص ها جست و نه در ارقام مطلق.
ضریب نفوذ بیمه در جهان حدود هفت درصد تولید ناخالص داخلی است و در اقتصادهای توسعه یافته از ده درصد فراتر می رود، در حالی که در ایران این شاخص در محدوده یک و نیم تا دو و نیم درصد نوسان کرده است.
ترکیب پرتفوی نیز نشانه ای مهم تر است:
در بیشتر بازارهای جهانی، سهم رشته های زندگی از کل حق بیمه نزدیک به چهل تا پنجاه درصد است و در اقتصادهای پیشرفته با نظام های بازنشستگی تکمیلی به بیش از نیمی از بازار می رسد، اما در ایران رشته زندگی با سهمی حدود یک چهارم، تازه در حال افزایش است و همچنان رشته درمان با سهم بیش از چهل درصد، لکوموتیو بازار به شمار می رود.
تفاوت سوم در بهره وری و شدت خسارت است؛ نسبت خسارت پنجاه و پنج درصدی ایران در مقایسه با میانگین های جهانی که در رشته های اموال و مسئولیت به سطوح بالاتر و در رشته های تجاری به محدوده شصت تا هفتاد درصد می رسد، در ظاهر مطلوب است، اما وقتی با نسبت هزینه بالای شبکه فروش، ترکیب پرخسارت درمان و ضعف در ذخیره گیری فنی کنار هم گذاشته شود، تصویر واقعی به مراتب نامساعدتر است.

نتیجه این مقایسه سه پیام روشن دارد.
نخست آنکه رشد صد و سیزده درصدی به قیمت های جاری را نباید رشد توسعه خواند.
بخش بزرگ این جهش، بازتاب تورم و بازنگری تعهدات اسمی است و در ترازوی حقیقی، فاصله ایران با جهان کمتر از آنچه به نظر می رسد پر شده است.
دوم آنکه مسیر خروج از این موقعیت، افزایش تعداد بیمه نامه نیست، بلکه ارتقای محتوای آن است، تقویت رشته زندگی و بازنشستگی تکمیلی، توسعه بیمه های اموال و مسئولیت در بنگاه ها و ورود به پوشش ریسک های نوپدید مثل سایبری و تغییر اقلیم، همان راهبردی است که بازارهای بالغ طی سه دهه پیموده اند.
سوم آنکه بدون ثبات اقتصاد کلان، هیچ شرکتی در ایران نمی تواند برنامه چندساله نرخ گذاری و ذخیره گیری بنویسد.
نوسان ارز، محاسبه ذخایر فنی را به حدس نزدیک می کند و همین نکته در مقایسه با بازارهای جهانی مهم ترین تفاوت ساختاری است.
صنعت بیمه ایران در نیمه نخست سال جاری کارنامه پرحجمی ثبت کرده است، اما پرسش اصلی این است که این حجم در پایان سال چقدر به عمق نفوذ، پایداری ذخایر و اعتماد ذی نفعان تبدیل می شود.


دیدگاه ها بسته هستند.