هرمز را نمیتوان با خط لوله دور زد/ آبراهی برای تجارت جهانی
اخبار سیاسی پایشگر– توسعه خطوط لوله و تقویت مسیرهای صادراتی جایگزین از سوی برخی کشورهای منطقه، اگرچه بخشی از وابستگی آنها به تنگه هرمز را کاهش میدهد، اما نمیتواند جایگاه این آبراه را در تجارت جهانی از میان ببرد چرا که این تنگه تنها مسیر عبور نفت نیست و همچنان یکی از مهمترین گلوگاههای کشتیرانی جهان به شمار میرود.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی پایشگر ، احداث و توسعه خطوط لوله انتقال نفت در عربستان و امارات و البته تلاش عراق برای فعالسازی مسیرهای صادراتی از شمال این کشور، در طول سالهای اخیر این پرسش را مطرح کرده است که آیا ممکن است تنگه هرمز در آینده بخشی از اهمیت راهبردی خود را از دست بدهد؟ اگرچه ایجاد مسیرهای جایگزین میتواند وابستگی برخی صادرکنندگان انرژی به این آبراه را کاهش دهد، اما واقعیتهای مربوط به ظرفیت این مسیرها و جایگاه تنگه هرمز در شبکه تجارت جهانی نشان میدهد که «کاهش وابستگی» با «بیاهمیت شدن» تفاوت اساسی دارد.
این موضوع بتازگی به محل اختلاف نظر میان مقامهای آمریکایی و قطری نیز تبدیل شده است. «اسکات بسنت» وزیر خزانهداری آمریکا، با اشاره به توسعه خطوط لوله جایگزین در کشورهای منطقه، این دیدگاه را مطرح کرده بود که تنگه هرمز در مدت دو سال آینده ممکن است اهمیت خود را از دست بدهد که این دیدگاه با واکنش «سعد شریده الکعبی» وزیر انرژی قطر مواجه شد.
الکعبی در مجمع اقتصادی قطر در نیویورک، این ارزیابی را کاملاً نادرست دانست و تأکید کرد که تنگه هرمز صرفاً گذرگاهی برای نفت و گاز نیست، بلکه شریان حیاتی انواع تجارت بینالمللی است و جایگاه خود را از دست نخواهد داد.
اهمیت این اختلاف دیدگاه زمانی روشنتر میشود که ارقام مربوط به تردد انرژی از هرمز بررسی شود. بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا، در سال ۲۰۲۴ بهطور متوسط حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت، میعانات و فرآوردههای نفتی در روز از این آبراه عبور کرده است؛ رقمی معادل حدود ۲۰ درصد مصرف جهانی مایعات نفتی و بیش از یکچهارم تجارت دریایی نفت جهان. همچنین حدود یکپنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع شده (ال ان جی) از تنگه هرمز عبور کرده است.
عربستان و امارات سالهاست برای کاهش آسیبپذیری صادرات خود در برابر هرگونه اختلال احتمالی در تنگه هرمز، مسیرهای جایگزین ایجاد کردهاند. عربستان از خط لوله شرق ـ غرب برای انتقال نفت به سواحل دریای سرخ استفاده میکند و امارات نیز با خط لوله ابوظبی ـ فجیره امکان انتقال بخشی از نفت خود را به خارج از محدوده هرمز فراهم کرده است.
این زیرساختها بدون تردید از منظر امنیت انرژی اهمیت دارند اما ظرفیت آنها با حجم انرژی عبوری از تنگه هرمز قابل قیاس نیست. خطوط لوله میتوانند در شرایط بحرانی بخشی از صادرات نفت را به مسیرهای دیگر منتقل کنند، اما اساساً برای جایگزین کردن کل شبکه کشتیرانی هرمز طراحی نشدهاند ضمن اینکه انتقال نفت از طریق خط لوله، تنها یکی از کارکردهای هرمز را پوشش میدهد و نمیتواند جایگزین عبور کشتیهای حامل «ال ان جی»، فرآوردههای نفتی و سایر کالاهای تجاری شود.
از این منظر، توسعه خطوط لوله را باید بیشتر اقدامی برای کاهش ریسک دانست تا تلاش برای حذف تنگه هرمز از معادلات جهانی انرژی و تجارت. کشوری که چند مسیر صادراتی در اختیار دارد، در زمان بروز بحران انعطاف بیشتری خواهد داشت اما وجود مسیرهای مکمل به معنای حذف مسیر اصلی تجارت نیست.
عراق نیز در سالهای گذشته تلاش کرده با تقویت مسیر صادراتی شمال و استفاده از خط لوله منتهی به بندر جیهان ترکیه، وابستگی صادرات نفت خود به مسیر جنوبی را کاهش دهد. با این حال، مسیر شمال عراق با مجموعهای از محدودیتهای سیاسی، حقوقی و فنی مواجه بوده است.
گزارشهای رسمی انرژی نشان میدهد بخش اصلی صادرات نفت عراق همچنان از پایانههای جنوبی این کشور در خلیج فارس انجام میشود. در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳.۲ میلیون بشکه در روز نفت عراق از مسیرهای دریایی جنوبی صادر شد. این آمار نشان میدهد حتی برای عراق نیز مسیرهای شمالی تاکنون نتوانستهاند نقش مسیر جنوبی را بهطور کامل بر عهده بگیرند.
تلاش برای فعال نگاه داشتن مسیرهای جایگزین همچنان ادامه دارد و عراق میتواند در آینده بخشی از صادرات خود را از طریق ترکیه افزایش دهد اما مسیر جایگزین زمانی واقعاً قابل اتکا است که ظرفیت، استمرار عملیاتی و ثبات سیاسی آن همزمان تضمین شده باشد.
شاید مهمترین بخش استدلال وزیر انرژی قطر نیز همین باشد که اگر هرمز تنها محل عبور نفت خام بود، توسعه خطوط لوله میتوانست در بلندمدت بخشی از اهمیت آن را کاهش دهد اما تنگههرمز یک گلوگاه دریایی است که اقتصاد کشورهای جنوبی خلیج فارس را به آبهای آزاد و بازارهای جهانی متصل میکند. کشتیهای حامل نفت خام، فرآوردههای نفتی و «ال ان جی» در کنار طیف گستردهای از کالاهای تجاری از این مسیر عبور میکنند.
هرگونه اختلال در تردد کشتیها از هرمز، صرفاً بازار نفت را تحت تأثیر قرار نمیدهد بلکه میتواند هزینه بیمه و حملونقل دریایی، زمان انتقال محمولهها و در نهایت «هزینه تجارت بینالمللی» را افزایش دهد.
این همان نقطهای است که استدلال الکعبی را از بحث صرفاً نفتی درباره هرمز جدا میکند. قطر بهعنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان «ال ان جی» جهان، خود نمونه روشنی از اهمیت این آبراه است. بخش قابل توجهی از صادرات «ال ان جی» قطر باید از مسیر هرمز عبور کند و هیچ خط لوله نفتی عربستان یا امارات نمیتواند جایگزین مسیر دریایی صادرات گاز قطر شود.
توسعه خطوط لوله در عربستان و امارات و تلاش عراق برای فعال کردن مسیرهای صادراتی شمالی را نباید نشانه پایان اهمیت تنگه هرمز تلقی کرد. این اقدامات بیشتر نشاندهنده تلاش کشورهای منطقه برای متنوعسازی مسیرهای صادراتی، کاهش آسیبپذیری و ایجاد ظرفیت مانور در زمان بحران است اما تنگه هرمز همچنان کوتاهترین و مهمترین مسیر دریایی اتصال بخش بزرگی از تولیدکنندگان انرژی خلیج فارس به بازارهای جهانی است.
دیدگاه ها بسته هستند.