×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
false
true
هرمز پاشنه‌آشیل تفاهم خاتمه جنگ/ الگوی تکراری آمریکا در اجرای گزینشی تعهدات

هرمز پاشنه‌آشیل تفاهم خاتمه جنگ/ الگوی تکراری آمریکا در اجرای گزینشی تعهدات

اخبار بین الملل پایشگر-ایالات متحده پس از ناکامی در میدان جنگ و شکست در تحمیل خوانش گزینشی از حقوق دریاها، در حالی با تفسیر مخدوش از تفاهم خاتمه جنگ می‌کوشد نقش مشروع ایران در امنیت تنگه هرمز را کمرنگ کند که تهران به‌ عنوان قدرت مسئول و ضامن امنیت این آبراه راهبردی هشدار داده است که هرمز میدان نمایش نظامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیست و بحران‌سازان مسئول پیامدهای ماجراجویی خود خواهند بود.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی پایشگر ،جی‌دی ونس معاون رئیس‌جمهور آمریکا ادعا کرده است که واشنگتن در چارچوب تفاهم و مشروط به توقف حملات به کشتی‌های تجاری، محاصره دریایی بنادر ایران را برداشت.

او با ارائه روایتی مخدوش از تفاهم خاتمه جنگ مدعی شد: توافق انجام‌شده بسیار ساده بود؛ اگر ایران شلیک به کشتی‌ها را متوقف کند، آمریکا محاصره را برمی‌دارد اما اگر شلیک ادامه یابد، پاسخ واشنگتن متقابل و شدیدتر از هر زمان دیگری خواهد بود.

هم‌زمان برخی رسانه‌ها به نقل از مقام‌های آمریکایی ادعا کردند که واشنگتن از تهران خواسته است تا به‌ صورت علنی تضمین بدهد همه مسیرهای تنگه هرمز برای کشتیرانی باز است، هیچ عوارضی دریافت نمی‌شود و به‌زعم آمریکا، حمله‌ای به کشتی‌ها صورت نمی‌گیرد.

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا نیز در تروث‌سوشال مدعی شد که ایران خواستار ادامه گفت‌ وگوها شده و واشنگتن پذیرفته است، اما به گفته او «آتش‌بس تمام شده است.»

در ادامه سیر تحولات، نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بامداد امروز یکشنبه اعلام کرد که تنگه هرمز در پی تلاش یک شناور برای عبور از مسیری تائیدنشده، تا اطلاع ثانوی بسته شده است.

در پی این تصمیم مشروع تهران، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) از دور تازه تجاوز نظامی آمریکا علیه ایران خبر داد و با تکرار ادعاهای بی‌اساس، تهران را به نقض تفاهم‌نامه متهم کرد.

این تحول اخیر نشان داد که اختلاف بر سر تفسیر بند پنجم تفاهم خاتمه جنگ دیگر صرفاً در سطح مواضع سیاسی و حقوقی باقی نمانده و به رویارویی مستقیم بر سر مرجعیت تنظیم مسیرها و ترتیبات امنیتی تنگه هرمز کشیده شده است.

موضع‌گیری‌ها و اقدامات آمریکا، بیش از آنکه شرحی واقعی از تفاهم خاتمه جنگ باشد، به روشنی از سناریوی کاخ سفید برای تحمیل روایتی مخدوش و گزینشی پرده برمی‌دارد.

آمریکا می‌کوشد حوادث ادعایی پیرامون چند شناور متخلف در تنگه هرمز را بهانه کند تا بند پنجم تفاهم خاتمه جنگ را که متضمن نقش مشروع و حقوق حاکمیتی ایران در ترتیبات امنیتی این آبراه است، کمرنگ سازد.

در روایت واشنگتن فقط این گزاره برجسته می‌شود که کشتی‌ها باید عبور کنند، اما بخش اصلی ماجرا که همان بستر حقوقی و عملیاتی عبور ایمن است، عامدانه حذف می‌شود.

آمریکا می‌خواهد از تفاهم خاتمه جنگ فقط نتیجه مطلوب خود یعنی عبور کشتی‌ها بدون هزینه را مطالبه کند اما سازوکار پیش‌بینی‌شده در همان تفاهم یعنی ترتیبات ایرانی، هماهنگی با دولت‌های ساحلی و گفت‌ وگوی ایران و عمان درباره اداره آینده تنگه را نادیده بگیرد.

این همان الگوی آشنایی است که پیش‌تر در خوانش غرب از حقوق دریاها نیز دیده شد. کشورهای غربی با تکیه بر تفسیر گزینشی از کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها کوشیدند مفهوم عبور ترانزیتی را به‌عنوان قاعده‌ای الزام‌آور بر ایران تحمیل کنند؛ در حالی که جمهوری اسلامی ایران عضو این کنوانسیون نیست و از منظر تهران، رژیم حقوقی حاکم بر تنگه هرمز را نمی‌توان با قرائت یکجانبه غرب از عبور ترانزیتی تعریف کرد.

ایران همواره تأکید کرده است که عبور از هرمز باید در چارچوب حقوق دولت ساحلی، امنیت آبراه، اصل عبور بی‌ضرر و ملاحظات مشروع دفاعی فهم شود.

اکنون همان منطق گزینشی، این‌بار درباره تفاهم خاتمه جنگ تکرار شده است. واشنگتن مدعی است که ایران در این تفاهم عبور و مرور کشتی‌ها را پذیرفته است اما نمی‌گوید که این عبور و مرور قرار بود ذیل ترتیباتی انجام شود که جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان دولت ساحلی و قدرت مسئول در امنیت هرمز اتخاذ می‌کند.

به بیان دیگر، واشنگتن می‌خواهد از بند پنجم فقط تعهد ایران به عبور کشتی‌ها را برجسته کند اما بخش تعیین‌کننده آن یعنی حق ایران برای تنظیم ترتیبات امنیتی و مسیرهای عبور در تنگه هرمز را کنار بزند.

واقعیت آن است که بند پنجم تفاهم خاتمه جنگ به معنای پذیرش عبور بی‌ضابطه، مسیرهای موازی یا سازوکارهای تحمیلی از بیرون نیست. در این بند، عبور ایمن کشتی‌های تجاری در دوره اجرای فوری تفاهم به ترتیباتی گره خورده است که ایران برای تأمین امنیت آبراه اتخاذ می‌کند و اداره آینده و خدمات دریایی تنگه نیز در چارچوب گفت‌وگوی ایران و عمان پیش‌بینی شده است.

بنابراین ایجاد مسیر جنوبی و موازی با فشار آمریکا بر عمان، نه اجرای تفاهم بلکه تلاش برای دور زدن ترتیبات ایرانی و بی‌اثر کردن نقش دولت‌های ساحلی در امنیت هرمز است.

سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران پیش‌تر تصریح کرده بود که مسئولیت بازگشایی تنگه هرمز و بازگرداندن ظرفیت تردد به وضعیت پیش از جنگ، طبق تفاهم بر عهده ایران است و هیچ کشور یا نهاد دیگری در این زمینه مسئولیتی ندارد.

این موضع نشان می‌دهد که مساله هرمز فقط عبور فیزیکی شناورها نیست بلکه مرجعیت، امنیت و ترتیبات حقوقی عبور نیز بخش جدایی‌ناپذیر تفاهم است.

در این میان، رهبران انگلیس و فرانسه با بهره‌برداری سیاسی از دیدارهای جداگانه سلطان عمان در پاریس و لندن، ادعاهای خود درباره تنگه هرمز را پیش کشیدند.

در بیانیه مشترک انگلیس و فرانسه ادعا شده است که عمان پذیرفته با لندن و پاریس همکاری کند تا آب‌های سرزمینی این کشور برای کشتیرانی ایمن باشد.

لندن و پاریس همچنین از آمادگی برای استقرار آنچه «مأموریت نظامی چندملیتی گسترده‌تر» خوانده‌اند، خبر داده و مدعی شده‌اند که این اقدام با هدف حمایت از آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز صورت خواهد گرفت.

کاظم غریب‌آبادی معاون حقوقی و بین‌الملل وزیر امور خارجه در واکنش به این بیانیه هشدار داد که این آبراه راهبردی میدان نمایش نظامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای نیست.

وی با تأکید بر اینکه ایران قدرت مسئول و ضامن امنیت تنگه است، اعلام کرد که امنیت هرمز با دولت‌های ساحلی است و بحران‌سازان مسئول پیامدهای ماجراجویی خود خواهند بود.

واقعیت این است که غرب به رهبری واشنگتن می‌کوشد عبور دادن شناورها از مسیرهایی خارج از سازوکار هماهنگ‌شده با ایران را اقدامی در چارچوب آزادی کشتیرانی جلوه دهد، اما چنین روندی اخلال در ترتیبات توافق‌شده و نقض روح تفاهم خاتمه جنگ به شمار می‌رود.

اسماعیل بقایی سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران چندی پیش گفت که برخی شناورها از مسیرهای غیرهماهنگ‌شده با ایران حرکت کرده و با خاموش کردن یا دستکاری سامانه‌های شناسایی و موقعیت‌یابی، خطر تصادم، ناامنی مسیر، آسیب زیست‌محیطی و اخلال در تلاش ایران برای تسهیل عبور ایمن را افزایش داده‌اند.

این اظهارات بدین معناست که آنچه واشنگتن آزادی کشتیرانی می‌نامد، در عمل می‌تواند به رفتاری پرخطر و خارج از چارچوب هماهنگی‌های ایمنی تبدیل شود.

البته موضوع محدود به تفسیر گزینشی آمریکا از بند پنجم تفاهم خاتمه جنگ نیست. لغو تعهدات اقتصادی، تشدید تحریم‌ها، تهدید نظامی، حمله به مراکز پایش و نادیده گرفتن نقش ایران در ترتیبات امنیتی آبراه، در کنار هم نشان می‌دهد که واشنگتن می‌کوشد تفاهم خاتمه جنگ را به سندی یک‌طرفه تبدیل کند؛ سندی که در آن ایران باید همه تعهدات خود را اجرا کند اما آمریکا بتواند با فشار سیاسی و نظامی، تعهدات خود را بازتعریف و یا تعلیق کند.

این رفتار، ادامه همان الگوی آشنای واشنگتن در تجربه‌های پیشین توافق با ایران است که در آن اجرای کامل تعهدات از تهران مطالبه می‌شود اما آمریکا برای خود حق تفسیر گزینشی، تعلیق عملی یا بازتعریف تعهداتش را محفوظ می‌داند.

دور تازه حملات آمریکا پس از اعلام بسته‌شدن تنگه هرمز، این الگو را از سطح اختلاف تفسیری و فشار سیاسی به عرصه اقدام نظامی کشانده است و به‌جای کمک به اجرای تفاهم، خطر تضعیف بیشتر چارچوب توافق‌شده را افزایش می‌دهد.

رویکرد آمریکا در تفاهم اخیر با منطق «تعهد در برابر تعهد» که تهران بر آن تأکید دارد، در تعارض آشکار است. جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده است که به تعهدات خود پایبند بوده، اما پایبندی یک‌طرفه به تفاهمی که طرف مقابل آن را گزینشی و ابزاری تفسیر می‌کند، نه ممکن است و نه با منافع ملی و امنیتی کشور سازگار است.

از این منظر، آینده تفاهم خاتمه جنگ بیش از هر چیز به میزان پایبندی عملی آمریکا به متن و روح توافق، پرهیز از تفسیر گزینشی مفاد آن و احترام به ترتیباتی بازمی‌گردد که برای تأمین امنیت پایدار در تنگه هرمز پیش‌بینی شده است.

false
true
false
false

true