بورس فرو ریخت، طلا و ارز جهش کرد؛ جامعه در انتظار تصمیمهای شجاعانه دولت
اخبار اقتصادی پایشگر– در روزی که بازارهای مالی ایران یکی از پرتلاطمترین مقاطع سالهای اخیر را تجربه کردند، جهش بیسابقۀ قیمت ارز، طلا و سکه بار دیگر نشان داد که اقتصاد کشور در نقطۀ جوش قرار گرفته است.
به گزارش پایگاه خبری پایشگر، عبور قیمت سکه از مرز ۲۰۲ میلیون تومان و نزدیک شدن طلای گرمی به محدوده ۲۰ میلیون تومان، تنها یک شاخص مالی نیست، بلکه نشانهای از بیاعتمادی عمیق و فزاینده نسبت به آینده اقتصادی است.
این وضعیت در کنار رشد افسارگسیختۀ قیمت مواد غذایی و کالاهای اساسی، فشار معیشتی را به نقطهای رسانده که بخش بزرگی از جامعه دیگر توان تطبیق با شرایط را ندارد.
در چنین فضایی، سقوط بازار سرمایه به زیر چهار میلیون واحد ـ پس از چند روز ریزش سنگین ـ ضربۀ دیگری بر پیکر طبقه متوسط و سرمایهگذاران خرد وارد کرد.
بورس که قرار بود محلی برای تأمین مالی تولید و جذب سرمایههای سرگردان باشد، اکنون به صحنهای از ناامیدی و بیثباتی تبدیل شده است.
این سقوط نهتنها دارایی میلیونها نفر را آب کرده، بلکه پیام روشنی درباره نبود سیاستگذاری هماهنگ و نبود چشمانداز اقتصادی قابل اتکا ارسال میکند.
در چنین شرایطی، انتظار افکار عمومی از دولت، شفافیت، اقدام و ارائه نقشه راه است.
با این حال، سکوت و احتیاط دولت پزشکیان ـ هرچند شاید از سر ملاحظات امنیتی و دیپلماتیک باشد ـ در فضای ملتهب کنونی بهعنوان نوعی انفعال برداشت میشود.
دولت در برابر این بحران چندلایه باید روایت و راهبرد داشته باشد؛ زیرا نبود روایت رسمی، میدان را برای شایعات، تحلیلهای هیجانی و بیاعتمادی گسترده باز میگذارد.
نقد سازنده در این نقطه آن است که دولت باید با مردم سخن بگوید، نه فقط از طریق آمار، بلکه با توضیح صریح اینکه چه میبیند، چه میداند و چه میخواهد انجام دهد.
در سطح ژئوپلیتیک نیز تهدیدهای اخیر آمریکا و افزایش تنشهای منطقهای سایهای سنگین بر اقتصاد انداخته است.
بازارها در ایران همواره نسبت به ریسکهای سیاسی حساس بودهاند و اکنون که زمزمههای جنگ و فشارهای خارجی شدت گرفته، سرمایهگذاران و مردم بهطور طبیعی به سمت داراییهای امنتر حرکت میکنند.
این وضعیت نشان میدهد که مدیریت اقتصادی بدون مدیریت تنشهای خارجی ممکن نیست و هرگونه بیثباتی در سیاست خارجی، مستقیماً به سفره مردم منتقل میشود.
برای عبور از این پیچ تاریخی، مجموعهای از اقدامات فوری و میانمدت ضروری است:
بازسازی اعتماد عمومی از طریق شفافیت و گفتوگوی مستقیم با مردم؛
ارائه بسته سیاستی مشخص برای کنترل نقدینگی، مهار تورم و حمایت از بازار سرمایه؛
فعالسازی دیپلماسی اقتصادی برای کاهش فشارهای خارجی؛
و ایجاد یک اتاق فرمان واحد که سیاستهای پولی، مالی و ارزی را هماهنگ کند.
کشور در نقطهای ایستاده که نه جای انکار است و نه جای شتابزدگی؛ بلکه نیازمند تصمیمهای شجاعانه، صادقانه و مبتنی بر واقعیت است.
تنها با چنین رویکردی میتوان از این گردنه خطرناک عبور کرد و امید را به جامعه بازگرداند.



