دولت و بانک مرکزی در نقش تماشاگر؛ چرا تصمیم گیرندگان انگیزهای برای نجات پول ملی ندارند؟
اخبار بانک و بیمه پایشگر– در حالی که نرخ ارز در بازار آزاد از مرز ۲۵۸ هزار تومان عبور کرده و اقتصاد را به لبه پرتگاه ابرتورم کشانده است، سکوت خبری نهادهای ناظر، بیش از هر چیز به جای خالی مدیریت فعال در بانک مرکزی اشاره دارد.
به گزارش پایگاه خبری پایشگر، عبور دلار از رکورد ۲۵۸ هزار تومان، تنها یک عدد در تابلوهای صرافی نیست، بلکه اعلام شکست متدهای سنتی مدیریت ارز است.
در حالی که وعده تزریق گسترده ارز به بازار برای مهار قیمتها، به یکی از شعارهای تکراری تبدیل شده، واقعیت این است که بازار هیچ اثری از این تزریق ندیده است.
تضاد عمیق میان وعدههای رسمی و واقعیتهای عینی، اعتماد فعالان اقتصادی را به شدت تخریب کرده و بانک مرکزی را در جایگاهی قرار داده که تنها ناظر سقوط است، نه مدیر آن.
در فضای فعلی حاکم، به نظر میرسد رویکرد برخی تصمیمگیرندگان، جایگزینی منطق دیپلماسی با شعارهای حماسی است.
در حالی که عدهای با نگاهی سادهانگارانه، هزینه بحرانهای احتمالی را نادیده میگیرند، حقیقت این است که در صورت شدت یافتن تنشها و وقوع ابرتورم، تاوان این جسارتها را نه کسانی که دستور میدهند، بلکه مردمی میپردازند که هر روز بخشی از قدرت خرید خود را در برابر دلار از دست میدهند.
تلخترین نکته این است که برای برخی از تصمیمگیرندگان، بحران اقتصادی یک متغیر شخصی نیست؛ چرا که وقتی داراییها و آینده فرزندان در جایگاهی به دور از فشار تورم ریالی باشد، انگیزه برای نجات پول ملی کمرنگ میشود.
این فاصله طبقاتی میان تصمیمگیر و اثرپذیر، باعث شده است تا منطق مدیریت بحران جای خود را به نگاهی بدهد که در آن، رفاه شخصی بر مصالح ملی مقدم شده و مردم در برابر گرانیهای بیسابقه، تنها تکیهگاهشان امیدهای واهی باشد.
ارزش پول ملی روز به روز در حال تبخیر است و دولت و بانک مرکزی یا ابزاری برای توقف این ریزش ندارند و یا ارادهای برای تغییر مسیر به چشم نمیخورد.
تماشای سقوط ریال از کنار گود، در حالی که مردم زیر بار گرانی کمر خم کردهاند، دیگر قابل توجیه نیست.
دولت باید بپذیرد که مدیریت اقتصادی را نمیتوان با شعار پیش برد و تنها راه نجات، بازگشت به عقلانیت است.
تنها راه خروج از این بنبست، اتخاذ یک دیپلماسی واقعبینانه و هوشمندانه است که ضمن حفظ آبروی نظام و منافع استراتژیک کشور، در درجه اول مصالح ملی و سفره مردم را تامین کند.
مدیریت ارز نیازمند اقدام عملی است، نه وعدههای توخالی.
اگر امروز صدای ناله مردم در برابر گرانی شنیده نشود، فردا هزینههای اجتماعی این سکوت، بسیار سنگینتر از هرگونه هزینه دیپلماتیک خواهد بود.
دیدگاه ها بسته هستند.