مجموعه توصیههای امام خامنهای به مداحان
اخبار اقتصادی پایشگر– اعتراف صریح یک مقام بانکی به پیشی گرفتن هزینههای تولید اسکناس از ارزش اسمی آن، پرده از واقعیتی هولناک برمیدارد.
به گفته علی نظافتیان دبیر کمیسیون حقوقی کانون بانکها، چاپ نقدینگی نه تنها ابزاری برای مبادله نیست، بلکه خود به عاملی برای اتلاف منابع ملی تبدیل شده و نشانی از فرسودگی عمیق قدرت خرید ملی در برابر تورم افسارگسیخته است.
به گزارش پایگاه خبری پایشگر، این وضعیت که در اقتصاد از آن با عنوان «حقالضرب منفی» (Negative Seigniorage) یاد میشود، زمانی رخ میدهد که تورم ساختاری، هزینههای واردات کاغذ امنیتی، نوار مغناطیسی و مرکبهای مخصوص را به شدت بالا میبرد، در حالی که ارزش مبادلاتی همان قطعه اسکناس در بازار به شدت سقوط کرده است.
این یعنی بانک مرکزی برای تولید یک اسکناس، هزینهای بیش از اعتبار آن میپردازد؛ پدیدهای که در اقتصادهای در حال فروپاشی دیده میشود.
تبعات اولیه این اتفاق، حذف خودکار پولهای خرد از چرخه نظام پرداخت و تحمیل یک «تورم روانی» جدید به جامعه است؛ چرا که وقتی کوچکترین واحد پولی ارزش چاپ نداشته باشد، عملاً قیمت تمام کالاها به سمت رُند شدن رو به بالا حرکت میکند و این یعنی فشار مضاعف بر معیشت مردمی که حتی برای خریدهای خرد خود نیز با بحران «نبودِ پول خرد» مواجه میشوند.
از منظر فنی و بانکی، این بحران نشاندهنده بنبست در سیاستهای پولی سنتی است.
اصرار بر تزریق اسکناس فیزیکی در شرایطی که ارزش آن تبخیر شده، تنها باعث هدررفت بودجه عمومی در فرآیند امحا و چاپ مجدد میشود.
تبعات خطرناکتر این روند، از دست رفتن اعتماد عمومی به واحد پول ملی است؛ چرا که مردم حس میکنند کاغذی که در دست دارند حتی به اندازه هزینه تولیدش هم ارزش ندارد.
این وضعیت، عطش برای تبدیل ریال به داراییهای ثابت یا ارزهای خارجی را دوچندان کرده و سرعت گردش پول را به شکلی خطرناک افزایش میدهد که خود سوختِ موتور تورم در ماههای آتی خواهد بود.
در واقع، ما با نوعی «ورشکستگی فیزیکی» در ابزار مبادله روبرو هستیم که مدیریت نقدینگی را برای بانکها سختتر از همیشه کرده است.
برای عبور از این تنگنای بیسابقه، راهکار تنها در حذف صفرها یا تغییر فیزیکی اسکناس نیست، بلکه نیازمند یک جراحی ساختاری در دو لایه است:
*نخست،* «دیجیتالیکردن تمامعیار مبادلات خرد» و عبور از اقتصاد کاغذی به سمت پول هوشمند (CBDC) تا هزینههای چاپ حذف شود.
اما راهکار بنیادین، نه در چاپخانه، بلکه در تالار مذاکرات و اتاقهای سیاستگذاری نهفته است.
تا زمانی که تنشهای بینالمللی رفع نشود و ثبات به نرخ ارز باز نگردد، هرگونه اصلاح پولی تنها یک مُسکن موقت خواهد بود.
ایران نیازمند «صلح اقتصادی» و بازگشت به چرخه تجارت جهانی است تا ارزش ذاتی ریال تقویت شده و فاصله میان هزینه تولید و ارزش مبادلاتی آن دوباره منطقی شود.
بدون تنشزدایی و مهار رشد نقدینگی، کاغذهای رنگی ما به زودی تنها به خاطرهای در موزههای تاریخ اقتصاد تبدیل خواهند شد.
دیدگاه ها بسته هستند.