به گزارش
پایگاه خبری تحلیلی پایشگر، روزانه میلیون ها نفر از مردم تهران برای خرید میوه و ترهبار و مایحتاج زندگیشان به میادین میوه وتره بار شهرداری تهران میروند. هریک از غرفههای این میادین از بزرگترین و مهمترین آن (میدان میوه وترهبار جلال آل احمد) تا کوچکترین آن (میدان میوه و ترهبار شهرآرا) به اندازه بین ۱۰۰ تا ۵۰۰ مغازه مشابه اطراف خود فروش دارند.
۱۲ نکته جالب و خواندنی درباره این میادین پرتردد، پرفروش و پرمشتری:
۱- برای غلامرضا نیکپی شهردار تهران در اوایل دهه ۵۰ خورشیدی مهم بود که وقتی طرح تخریب زندان قزل قلعه مطرح شد (اوایل دهه ۵۰) بهجای آن میدان و ترهبار تأسیس شود تا مردمی که از تشدد قیمتها در مغازههای نقاط مختلف شهر مشکل داشتند جایی با ثبات قیمت دایر شود و کشاورزان و باغداران دماوند، شهریار، کرج محصولاتشان را در این میدان، خردهفروشی کنند.
۲- قزل قلعه در دوران سلطنت قاجارها، انبار مهمات قشون و بخشی از آن محل نگهداری طلا و سنگهای قیمتی بود، در دوران سلطنت پهلوی اول هم، همین روش ادامه داشت. پس از تشکیل ارتش نوین و بانک ملی، قزل قلعه به مرور کاربردش را تغییر داد. بعد از وقایع ۲۸ مرداد تیمسار تیمور بختیار رییس حکومت نظامی، این محل را به زندان افراد سیاسی تبدیل کرد و زندان قزل قلعه یکی از زندانهای مشهور افراد سیاسی رژیم شده بود که استواری به نام “ساقی” آن را اداره میکرد.
۳- در جریان محاکمه گروه ۱۲ نفره معروف به گلسرخی (سال ۵۲) خانوادههایی که برای ملاقات با فرزندان خود به این محل میآمدند مشکلاتی برای ساکنین این محل بهوجود آوردند، ساخت و سازهای خانه و آپارتمان در امیرآباد شمالی و توسعه تأسیسات دانشگاه تهران، خوابگاه دانشجویی امیرآباد. زندان قزلقلعه را در جوار زندگی مردم عادی به حالت، زگیلی درآورده بود و حالت خوشایندی نداشت و فکر تخریب آن در دولت هویدا مطرح شد.
۴- سال ۵۵ آخرین گروه زندانی های سیاسی قزل قلعه به اوین منتقل شدند و قزل قلعه در دستور کار تخریب قرار گرفت، غلامرضا نیکپی شهردار وقت تهران که کار انتقال حجرهداران میدان ترهبار «شوش» را به جاده ساوه در دست اجرا داشت پیشنهاد کرد قزل قلعه تبدیل به میدان بزرگ میوه و ترهبار شود و سیب دماوند را که در سر باغ کیلویی ۴ یا ۵ ریال و در مغازههای تهران کیلویی دو تومان فروخته میشد در میدان قزل قلعه به قیمت یک تومان در اختیار مشتریان قرار گیرد.
۵- سازمان تعاونی روستایی (بعدها وزارت تعاون) که از مشکلات باغداران (اطراف تهران کرج – شهریار – دماوند) خبر داشت از این فکر استقبال کرد و در جلسات مکرری که بههمین منظور تشکیل میشد از واگذاری غرفههای فروش میوه و ترهبار به کشاورزان استقبال کرد. قرار بر این شد شهرداری تهران و وزارت تعاون روستایی مشترکاً این میدان را اداره کنند.
۶- افتتاح میدان میوه و ترهبار قزل قلعه به عمر نیک پی قد نداد ولی در سال ۶۰ این میدان رسماً کار خود را آغاز کرد و مورد استقبال شدید مردم تهران قرار گرفت. فروش بهصورت خردهفروشی در این میدان بینظیر بود. قیمتها به نصف و خیلی کمتر از مغازهها رسیده بود، میدان قزل قلعه محلی شده بود پُر از مشتری، خریدارانی که از قیمتهای مناسب و تر و تازگی میوهها (هرچه صبح میآوردند تا شب به فروش میرفت) راضی و شادمان شده بودند.به گفته بهمن اردهالی، مدیر میدان میوه و تره بار جلال آل احمد در حال حاضر روزانه به طور متوسط ۲۴ هزار نفر از این میدان خرید می کنند.
۷- ابوالفتح فراهانی مدیر سابق غرفه پسته رفسنجان در میدان قزل قلعه، درگفتوگویی با نگارنده، گفته بود فروش روزانه پسته در این مغازه به اندازه ۵۰۰ مغازه قنادی در تهران است. فروشگاه سپه هم که در این میدان غرفه داشت از فروش ۱۰ برابری شعبههای دیگر گفته بود.
همه کالاهایی که در این میدان فروخته میشد بین ۲۰ تا ۵۰ درصد ارزانتر از مغازههای محلهها شده بود.
۸- برخلاف پیشبینی و آرزوهای نیک پی، کشاورزها از غرفهداری استقبال نکردند، فروشگاهداری کار دیگری بود که از عهده آنها بر نمیآمد. واسطههایی به میدان آمدند و کار اداره غرفهها را بهصورت حرفهای بر عهده گرفتند. غرفهداری از مغازهداری پرسودتر بود، اگر در مغازه میوهفروشی روزانه ۲۰ کیلو سیب فروخته میشد در این میدان، فروش به ۲۰۰ کیلو میرسید و در نتیجه سود اندک آن به مراتب بیشتر از سود کلان مغازهداری میشد.
۹- در دوران شهرداری کرباسچی که درآمدزایی برای شهرداری مطرح شد و طرح عوارض نوسازی به اجرا درآمد. درآمدزایی از غرفهها هم مطرح شد، استقبال از غرفهداری در این میدان به حدی زیاد شده بود که کار واگذاری به مزایده گذاشته شده و حالا هم میشود.
۱۰- شهرداری تهران خیلی زود سازمان تعاونی روستا را کنار زد و بهطور مستقل اداره میادین را برعهده گرفت و سازمان مدیریت میادین میوه و ترهبار شهرداری تهران شکل گرفت، در نقاط دیگر هم مشابه این میدان ساخته شد و اکنون تعداد این میادین به بیش از ۲۴۰ رسیده است.
۱۱- مدیریت میادین میوه و ترهبار، کاری است حساس و بسیار حرفهای، انتخاب این مدیرها باید با دقت و حساسیت انجام گیرد؛ حضور یک مدیر قدرتمند و حرفهای برای حتی کوچکترین میدان امری ضروری و در خور دقت زیاد است، غرفهدارهایی که طمع دارند و از موقعیت پرمشتری بودن سوءاستفاده میکنند. مدیر باید ناظر اعمال غرفهداران باشد. بهعنوان مثال در غرفه پگاه میدان شهرآرا، (و بعضی از میادین دیگر) به مشتری فاکتور خرید نمیدهند تا شاید آن ۵ یا ۱۰ درصد تخفیف قراردادی را پایین و بالا کنند.
زمانی که فروش درهم بود. غرفهدارها برای مشتریان خاص دستچین میکردند و به قیمت بالایی میفروختند.
۱۲- مشتریان این میادین همه تیپ و طبقهای را شامل میشود، اما مهمترین گروه، خانوادههای شریفی هستند که درآمد محدود دارند و برای ارزانتر خریدن مراجعه میکنند، سوءاستفاده از نیاز این طبقه برای تخفیفهای مصوب اگر نگوییم جرم، کاری است خلاف اخلاق است. غرفههای شوینده و خواربار و لبنیات، نیاز به نظارت دقیقتر و مدیریت حرفهای دارد.
دیدگاه ها بسته هستند.