مثلث «میدان، دیپلماسی و خیابان» تحت اشراف رهبری/ چرا صلح پایدار خواب برخی جریانات را آشفته میکند؟
اخبار سیاسی پایشگر– در حالی که هماهنگی بیسابقه میان توان میدانی و ابزار دیپلماسی، ایران را در موضع قدرت قرار داده است، تلاش برخی جریانها برای تحریک افکار عمومی علیه فرآیندهای صلحآمیز، در تضاد با منافع ملی و امنیت پایدار کشور ارزیابی میشود.
به گزارش پایگاه خبری پایشگر، تحلیل اظهارات اخیر مقامات بلندپایه کشور و اخیرا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نشان میدهد که در منظومه راهبردی کشور، تفکیک میان دیپلماسی و توان میدانی یک مغالطه بزرگ است که تنها به سود دشمنان تمام میشود.
در مقطع حساس کنونی که ایران با چالشهای بزرگ اقتصادی و فشارهای خارجی روبرو است، یکپارچگی این دو ساحت تحت اشراف دقیق رهبر انقلاب، تنها مسیر صیانت از منافع ملی محسوب میشود.
این هماهنگی میان سربازان میدان و دیپلماتهای میز مذاکره، به معنای تقویت موضع قدرت ایران در عرصه بینالمللی است تا هرگونه توافق احتمالی بر پایه عزت و حکمت بنا شود و راه را برای خروج از بنبستهای معیشتی و مهار ابرتورم هموار سازد.
با این حال، تداوم هیاهوهای خیابانی و تلاش برخی جریانهای تندرو برای دوقطبیسازی میان امنیت و صلح، پرسشهای جدی را در افکار عمومی برانگیخته است.
در حالی که مردم تحت فشارهای سنگین اقتصادی به دنبال گشایشهای واقعی و پایدار هستند، تحریک افکار عمومی علیه فرآیندهای صلحآمیز که با هدف رفع تحریمها و ثباتبخشی به بازار صورت میگیرد، جز تضعیف اقتدار ملی نتیجهای ندارد.
این جریانها با نادیده گرفتن واقعیتهای میدان و سفره مردم، سعی دارند با ایجاد فضای غبارآلود و هجمه به دیپلماسی، مانع از تثبیت آرامشی شوند که لازمه بازسازی زیرساختهای اقتصادی و جلب سرمایهگذاریهای خارجی در سال ۱۴۰۵ است.
نکته فنی و حقوقی حائز اهمیت این است که در ساختار سیاسی ایران، هیچ تفاهمنامه یا معاهده بینالمللی بدون عبور از فیلترهای دقیق شورای عالی امنیت ملی و تایید نهایی رهبر انقلاب به مرحله اجرا نمیرسد.
بنابراین، تلاش برای تقابل نشان دادن خواست مردم با تصمیمات کلان حاکمیتی، نوعی بیاعتمادی به ارکان عالی نظام را القا میکند.
مخالفان صلح پایدار که با تکیه بر شعارهای تند، مسیر مذاکرات را هدف قرار دادهاند، باید بدانند که دیپلماسی هوشمندانه خود بخشی از میدان نبرد برای تامین امنیت ملی است و هرگونه ایجاد اختلال در این مسیر، تنها باعث فرسایش قدرت ملی و تداوم رنجهای اقتصادی شهروندان خواهد شد.
در نهایت، صلح و امنیت پایدار نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای عبور از طوفانهای اقتصادی سالهای اخیر است.
یکپارچگی میدان، دیپلماسی و خیابان که مورد تاکید دولت قرار گرفته، مانیفستی برای وحدت ملی است تا از نشت حواشی به متن سیاستگذاریهای کلان جلوگیری شود.
با تکیه بر این مثلث قدرت و تبعیت از فرامین هوشمندانه رهبری، میتوان امید داشت که با عبور از جنجالهای بی حاصل، فصلی نوین از ثبات و رفاه برای ملت ایران رقم بخورد و توطئههای داخلی و خارجی برای ایجاد انشقاق در بدنه جامعه با هدف جلوگیری از توافقات عزتمندانه خنثی گردد.



