سندرم رژ لب
1979
در اقتصاد اصطلاحی هست به نام «اثر رژ لب»،وقتی اوضاع اقتصادی خراب می‌شود، مردم خریدهای بزرگ را عقب می‌اندازند:خانه نمی‌خرند،ماشین عوض نمی‌کنند،وسایل خانه را نونوار نمی‌کنند،سفر خارجی را حذف می‌کنند.

سندرم رژ لب

یادداشت و تحلیل پایشگر: دکتر غلامرضا زمانی-در اقتصاد اصطلاحی هست به نام «اثر رژ لب»،وقتی اوضاع اقتصادی خراب می‌شود، مردم خریدهای بزرگ را عقب می‌اندازند:خانه نمی‌خرند،ماشین عوض نمی‌کنند،وسایل خانه را نونوار نمی‌کنند،سفر خارجی را حذف می‌کنند.

خریدهای بزرگ را به «بعداً» موکول می‌کنند.
اما انسان هنوز دلش می‌خواهد احساس کند زندگی متوقف نشده است.
پس به جای کیف گران، یک عطر می‌خرد؛

به جای سفر خارجی، یک سفر کوتاه می‌رود؛

به جای تعویض ماشین، یک شام خوب می‌خورد؛

و گاهی به جای همه این‌ها، یک قهوه بهتر سفارش می‌دهد.
این همان «اثر رژ لب» است؛ اما شاید در جامعه ما، ماجرا از یک رژ لب فراتر رفته باشد.
جامعه‌ای را تصور کنید که زمانی «خانه بهتر» می‌خواست،
بعد «ماشین بهتر»،
بعد «سفر»،

و حالا شاید برای چند ساعت حال خوب، به یک کافه پناه می‌برد.
برای همین اگر شب به طرقبه و شاندیز بروید و رستوران‌ها را شلوغ ببینید، یا در تعطیلات جاده شمال را پر از خودرو ببینید، خیلی زود نگویید:
«پس مردم هنوز پول دارند!»
ممکن است این شلوغی، نشانه رفاه نباشد؛

نشانه کوچک شدن انتخاب‌ها باشد.
ممکن است کسی که امروز در یک رستوران غذا می‌خورد، دیروز توان خرید خانه داشت و امروز ندارد.

ممکن است کسی که با خودروی شخصی به شمال می‌رود، سال‌هاست توان سفر خارجی را از دست داده است.
مردم لزوماً مصرف را متوقف نمی‌کنند؛

سطح زندگی‌شان را پایین می‌آورند.
از مصرف بزرگ و سرمایه‌ای
به مصرف کوچک و لحظه‌ای.
از خریدن «آینده»
به خریدن چند ساعت «حال خوب».
و اینجا دیگر مسئله فقط قهوه، رستوران یا سفر نیست؛

مسئله، فرسایش قدرت خرید و کوچک شدن افق زندگی است.
تلخ‌ترین نشانه فقر و کاهش رفاه، شاید خالی شدن کامل بازار نباشد؛

این باشد که مردم هنوز خرید می‌کنند، اما دیگر برای ساختن زندگی خرید نمی‌کنند؛

برای تحمل کردن زندگی خرید می‌کنند.
خانه به رؤیا تبدیل می‌شود؛
ماشین به حسرت؛
سفر به خاطره؛

و در نهایت، یک شام خوب یا قهوه‌ای بهتر می‌شود سهم آدم از تجمل.
وقتی مردم دیگر توان خریدن آینده را ندارند،

به خریدنِ حال پناه می‌برند.
و شاید تلخ‌ترین تصویر همین باشد:
کافه‌ها شلوغ‌اند،
رستوران‌ها پرند،
جاده‌ها پرترافیک‌اند؛

اما پشت بسیاری از این میزها و خودروها، آدم‌هایی نشسته‌اند که
ده سال پیش برای بهتر کردن زندگی‌شان برنامه می‌ریختند

و امروز فقط برای بهتر کردن یک روزشان.
این یعنی «سندرم رژ لب»؛

وقتی رؤیاهای بزرگ، آرام‌آرام به لذت‌های کوچک تبدیل می‌شوند.

 


دیدگاه ها بسته هستند.