مجموعه توصیههای امام خامنهای به مداحان
اخبار اجتماعی پایشگر– در حالی که توسعه فیزیکی شهرها با شتاب ادامه دارد، پدیده «محلات بیهویت» و گسترش بزهکاریهای اجتماعی، کارآمدی الگوهای فعلی مدیریت شهری را با پرسشهای جدی مواجه کرده است.
به گزارش پایگاه خبری پایشگر، کارشناسان معتقدند فقدان نگاه جامع، تعارض منافع ذینفعان و ضعف در نظارتهای سازمانیافته، نه تنها چهره بصری شهر را مکدر کرده، بلکه منجر به هدررفت منابع مالی و سرمایههای اجتماعی شده است.
پدیدارشناسی بزهکاری در سایه معماری بیهویت
سعید کاظمی، مدرس دانشگاه و کنشگر حوزه فرهنگی و اجتماعی، در واکاوی چالشهای پیشروی برنامهریزی نوین شهری، بر این باور است که بسیاری از مناطق شهری امروز به کانونهایی برای بازتولید رفتارهای هنجارشکن تبدیل شدهاند.
این گسست فرهنگی و کنشهای منفی اجتماعی، محصول مستقیم شکلگیری محلات بیهویتی است که پیوند عاطفی و اجتماعی میان شهروند و محیط زندگی را از بین برده و زمینهساز بروز ناهنجاریهای ناراحتکننده شده است.
مثلث ناکارآمدی: ضوابط صلب، مدیریت غیرعلمی و ضعف نظارت
این تحلیلگر مسائل شهری، ریشه این معضلات را در سه عامل کلیدی جستجو میکند:
نخست، ناارآمدی و نقص در ضوابط شهرسازی که با واقعیتهای زیستی همخوانی ندارند.
دوم، فقدان نظارتهای مستمر و سازمانیافته بر فرآیندهای توسعه.
و سوم، خلاء حضور مدیران علمی، مجرب و متعهد.
از نگاه کاظمی، تا زمانی که مدیریت شهری از تخصص و خلاقیت تهی باشد، نمیتوان انتظار داشت که خروجی برنامهریزیها به بهبود کیفیت زندگی منجر شود.
تعارض منافع؛ شهر در تسخیر عاملان متکثر
یکی از پیچیدهترین چالشهای مدیریت شهری، تعدد بازیگرانی است که هر یک منافع خاص خود را دنبال میکنند.
از خانوارها و ادارات گرفته تا شهرداریها، سرمایهگذاران و سازمانهای قانونگذار، همگی در ساخت فضای شهری دخیل هستند.
اما به دلیل نبود یک مکانیسم وحدتبخش، این منافع غالباً در تضاد با یکدیگر قرار میگیرند و نتیجه آن، توسعهای نامتوازن است که در آن منافع بلندمدت عمومی، قربانی سودآوریهای کوتاه مدت فردی و سازمانی میشود.
شکست پروژههای فرهنگی در فقدان نگاه سیستمی
شهرداریها اگرچه با ارائه خدمات فرهنگی و اجتماعی تلاش میکنند کیفیت مجتمعهای زیستی را ارتقا دهند، اما نتایج این اقدامات اغلب کماثر و مقطعی است.
علت این ناکامی در نگاه تکبعدی نهفته است؛ مدیریت شهری زمانی میتواند موفق عمل کند که ساختار فضایی شهر را به عنوان یک کل واحد، با در نظر گرفتن همزمان ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مدنظر قرار دهد.
در غیر این صورت، برنامههای اجتماعی تنها به معنای هدر رفتن زمان و منابع مالی خواهد بود.
ضرورت چرخش به سمت حکمرانی هوشمند و متعهد
در نهایت، خروج از وضعیت فعلی و رسیدن به پایداری شهری، مستلزم بازنگری اساسی در رویکردهای مدیریتی است.
سعید کاظمی تأکید میکند که شهرها نیازمند مدیریتی خلاق و دانشمحور هستند که بتواند میان منافع متضاد عاملان شهری تعادل برقرار کرده و با نظارتی پیشدستانه، از زوال هویت در محلات جلوگیری کند.
تنها با این رویکرد است که میتوان امیدوار بود تلاشهای شهرداریها از اقدامات ویترینی به تغییرات زیربنایی در کیفیت زندگی شهروندان تبدیل شود.
دیدگاه ها بسته هستند.