مجموعه توصیههای امام خامنهای به مداحان
یادداشت و تحلیل پایشگر: حسن فتحی
بارها نوشتم که منطق جنگ با منطق صلح متفاوت است و مردان جنگ با مردان دیپلماسی تفاوت دارند.
در این رابطه به مساله تغییر نخست وزیر بریتانیا در جریان کنفرانس پتسدام در جنگ دوم جهانی پرداختم که چگونه مردم با رای خود چرچیل را از نخست وزیری کنار گداشته و کلمنت اتلی از حزب کارگر جای او را گرفت.
هم چنین در همین جمهوری اسلامی خودمان پس از پذیرش قطعنامه 598 و پایان جنگ با رژیم بعثی و صدام حسین، هاشمی رفسنجانی در جایگاه رییس جمهور راه سازندگی و تعامل با جهانیان را در پیش گرفته و کشور را به سوی آرامش سوق داد.
ولی متاسفانه در سال های اخیر این مرزبندی از بین رفته وبه قولی همه چیز با هم قاطی شده است.
این مساله در نوار صوتی ظریف به خوبی تشریح شده است.
ولی امروز که جمهوری اسلامی و آمریکا با هم در حال کنار آمدن هستند، آنهایی که به دنبال رهایی از بحران و بهبود شرایط معیشتی و سیاسی جامعه و مردم هستند نیز خواستار تغییر شده اند.
این تغییر به منزله نادیده گرفتن تلاش و جایگاه میدان نیست بلکه هدف، اصلاح مدیریت و حرکت به سوی رفع مشکلات، کمبود ها و نارسایی هاست.
در این روزها بسیاری از مسوولان و دست اندرکاران هم از ضرورت تغییر سخن می گویند.
قالیباف رییس هیات مذاکره کننده می گوید باید به سوی ساختن کشور برویم.
هم چنین حسن خمینی عنوان کرده که جهاد اکبر باید برای حفظ پیروزی و پایان دادن به نزاع های بی حاصل آغاز شود.
جالب توجه است که علی ربیعی از مشاوران پزشکیان هم اعلام کرده که نزدیک به 70 درصد مردم خواستار تغییر هستند.
باید این واقعیت را پذیرفت که کشور را نمی شود در بن بست نگه داشته و به بهانه مقابله با دشمن همه چیز را فدا کرد.
یکی از راه های خروج از این بن بست، بهره گرفتن از تجربیات دیگران است.تجربیاتی که در کشور خودمان هم وجود دارد.
بستن چشم ها به روی واقعیت ها می تواند کشور را به سوی نابودی و تنش بیشتر سوق دهد.
زمانی که بر توافق با آمریکا تاکید شد هدف رهایی از کلاف سردر گمی بود که می توانست کشور را در سراشیبی نابودی قراردهد.
شما بتوان کشور را با امنیت پادگانی برای مدتی حفظ کرد ولی نمی توان جلوی گسترش فقر عمومی و نارضایتی همگانی را گرفت.
همین وضعیت بود که سبب پذیرش قطعنامه 598 شد. همان زمان هم کشور تا حدودی وضعیت مشابهی با امروز داشت.
برای دست زدن به کارهای بزرگ نیاز به مردان عمل است. آنهایی که این روزها در تجمع های شبانه تصور می کنند با فحاشی به این و آن می توانند خواسته های خود را به کرسی بنشانند نمی دانند که دوران این جوسازی ها سپری شده است.
باید در مسیر عقلانیت حرکت کرده و درایت و هوشمندی را سرلوحه اقدامت و تصمیم گیری ها قرارداد.
این تغییر درصورت عملی شدن به احتمال قوی با مقاومت ها و واکنش هایی مواجه خواهد شد. تغییر معمولا با مخالفت و مقاومت مواجه می شود.
زمانی که گورباچف در قالب پرستوریکا و گلاسنوست دست به اصلاح نظام سیاسی و اقتصادی شوروی زد گارد قدیمی که موقعیت و جایگاه خود را در خطر می دید در سال 1991 دست به کودتای نظامی زده و او را برای مدتی بازداشت کرد.ولی نتوانست در مقابل اصلاحات و اصلاح طلبان مقاومت و ایستادگی کند.
ناگزیر برکنارشده و یا به خواسته مردم تن دادند.
ممکن است گفته شود اصلاحات گورباچف در نهایت شوروی را به سوی فروپاشی سوق داد ولی همیشه این گونه نیست.
بطور مثال آیا در کشورهایی مثل کره جنوبی،برزیل ،ژاپن و حتی چین کمونیست و شیلی فروپاشی روی داد یا رفاه حاکم شد؟
ایران اگر می خواهد بر مشکلات غلبه کند نیاز به تغییر فکر،تغییر دیدگاه و تجدید نظر در روش ها دارد.
ولی سوال این است که آیا تیم قالیباف- پزشکیان قادر است به سلامت و موفقیت این مسیر را طی کرده و بن بست را برطرف کند؟
دیدگاه ها بسته هستند.